محمد مهدى ملايرى

25

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ايرانى كه مهم‌ترين ركن فرهنگى و مذهبى ايران بود هم‌چنان در آنجا پايدار ماند . و شايد از طريق همين ميشانىها اين حساب سال و ماه ايرانى به ماندائىها كه آن‌ها را مغتسله هم ناميده‌اند راه يافته باشد ، چه سال و ماه ماندائىها هم بدون يك روز فرق همان حساب ايرانى بوده است « 1 » . از رويدادهايى كه باعث شده بود نام ميشان در تاريخ بماند اقامت مانى در اين منطقه بود . وى كه از پدر و مادرى ايرانى و پارتى زاده شده بود . در محيط ماندائيان و در همين ميشان به دوران رسيد . او قبلا در تيسفون مىزيست و پس از اين‌كه به روايت مانويان هاتفى او را ندا درداد كه از شراب و گوشت و معاشرت با زنان بپرهيزد به همين ناحيهء ميشان آمد و تا وقتى كه در زمان اردشير بابكان براى تبليغ دين خود به هندوستان رفت در آن‌جا ماند . با اين سابقهء تاريخى و دينى اين منطقه طبيعى بوده است كه وقتى كسى چون حسن از علماى همان منطقه در مسجد بصره به درس و وعظ و بيان مبانى اسلام مىپرداخته ، كسانى از پيروان مذاهب ديگر ، يا آشنا به مسايلى كه كم و بيش در اديان ديگر هم مطرح بوده ، همان مسايل يا نظاير آن‌ها را ، يا براى اين‌كه عالمان مسلمان را در تنگنا بگذارند يا براى اين‌كه برخورد اسلام را با آن مسائل بدانند ، آن‌ها را در مجلس حسن مطرح سازند ، هم‌چنان‌كه طبيعى بوده كه حسن هم به عنوان يك عالم و انديشمند اسلامى و در همان‌حال آگاه به مسايل دينى و فلسفى و كلامى كه در زادگاهش و در اديان ديگر مطرح بوده به آن مسايل جواب گويد ، آن هم جوابى مبتنى بر مبانى عقلى و منطقى كه براى آن‌ها پذيرفتنى باشد . و بدين‌ترتيب نخستين پايه‌هاى علم كلام اسلامى در همين مجالس درس و وعظ حسن و شاگردانش نهاده شود ؛ و مباحث عقلى و فلسفى در اسلام نيز از همين مجالس آغاز گردد ، و به‌سختى مىتوان باور كرد كه كسانى از مردم همين منطقه كه چنين مسايلى را مطرح مىكرده‌اند چه از پيروان مذاهب ديگر يا مسلمانان همين منطقه ، اين مسايل را به زبان عربى مطرح مىساخته و پاسخ را هم به عربى دريافت مىداشته‌اند . چون زبان عربى در اين هنگام در بصره

--> ( 1 ) - تقىزاده ، مانى و دين او ، ص 32 تا 33 .